امروز10 اردیبهشت...

اردیبهشت ماه، آغاز نخستین تنفس من

اردیبهشت های دیگر هم خواهد گذشت...

و شاید من نخواهم بود تا بگویم...تا بنویسم؛

در این سرای بی کسی

که چه ها بر من گذشت

هرچه بود عشق و درد و رنج بود

گریستن بر زخم اندام گیاه بود

و من نخواهم بود تا نبض گل ها را بگیرم

تا برسر سفره خاک

زانو به زانوی دختر گندم بنشینم

اما تا هستم...

عشق را...

درد را...

رنج را...

شادمانه می بوسم...


/ 2 نظر / 4 بازدید
آرش

◘ آدم ها آنقــــدر زود عوض می شوند.... ◘ که تو فرصتــــــــ نمیکنی .... ◘ به ساعتتـــ نگاهـــــی بیاندازی.... ◘ و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها و دشمنی ها.... ◘ فاصله افتاده استــــــــــ ....

پــــــویا

بسیار زیباست و زیباتر تولدی در اردیبهشت است هدیه ای از خدا در ماهی زیبا به پدر و مادری دلسوز و بیست و شش سال است که هدیه شده ای ، زمینی شده ای و باز هم در آرزوی پروازی از غم ننویس که اردیبهشتی همیشه بهاری و شاداب است تولدتون مبارک و به سلامتی