محمّدسعیدمیرزائی:


بانو قبول کن که عزیز دلی خودت

دریای عشق من تویی و ساحلی خودت

شعر من از غرابتِ طرز نگاه توست

تلفیق شعر حافظی و بیدلی خودت

قابل ندارد ای به فدای تو شعر من!

باید قبول کرد خودت قابلی خودت!

اصلاَ پی لوازم آرایشی نرو!

اصلاَ نیاز نیست...خودت خوشگلی خودت!

آنقدر ساده ای و صمیمی که روشن است

با عاشق خودت تو هم آب و گلی خودت

گیرم که سوخت خرمن عمرم به پای تو

در چشم من عزیزترین حاصلی خودت

تنها کلید خانه ی قلبم به دست توست

ترکم نکن که صاحب این منزلی خودت

من ناخدای کشتی طوفان شکسته ام

تو تا همیشه سبزترین ساحلی خودت

من مردِ ناتمامِ غزلهای غربتم

حتی بدون من تو زن کاملی خودت
.
.
.
با احترام، این غزل تازه را بخوان

البتّه ای عزیز اگر مایلی خودت...

/ 1 نظر / 14 بازدید
رضا

سلام.قشنگ بود.مثه قبلنا